عماد الدين حسن بن علي الطبري
38
كامل بهائى ( فارسي )
( انعام 154 ) يعنى بدرستى كه اين راه من است كه از روى استقامت پس پيروى كنيد آن راه را و پيروى مكنيد راههاى ديگر را كه متفرق سايد شما را از راه خود . و اين آيات دلائل واضحهاند كه حق جز يكى نتواند بود ، پس بر مكلف واجب بود كه نظر كند در ميان ملل اسلاميه و اقوال علماء و ائمه ايشان ، و اقوال ايشان را موازنه كند به ادلهء عقليه و آيات قرآن اگر موافق افتد قبول كند و الا مردود بود و باطل و نامقبول و خارج از دين و ملت و اللّه اعلم بالصواب . بيان اعتقاد شيعه و سنى بدان كه فرق اسلام آنچه معظم است به دو مدار مىگردد . اول جمعىاند كه ايشان را اهل سنت و جماعت مىخوانند و اين طائفه اقتدا به صحابهء رسول كنند بعد از رحلت او صلّى اللّه عليه و آله ، و گويند كه شايد جائز الخطا امام باشد . و گويند « صلوا خلف كل بر و فاجر » اقتداء به فاسق روا دارند . عينى نماز كنيد پس سر هر فاجر و نيكوكار . دوم جمعىاند ايشان را شيعه خوانند و اين طائفه گويند اقتدا به فاسق نشايد كردن ، و بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله امام معصوم و مقتداى ايشان عترت و اولاد رسول باشد ، و گويند كه صحابه خدمتكاران رسولاند تقديم خدمتكار بر خداوندگار روا نباشد ، و گويند كه از دور آدم تا به رسول اللّه هرگز نبود كه امت رسول آن دور خدمتكار را بر ذريت وى مقدم كرده باشد چون ذريت اهليت آن كار داشته باشند ، و امير المؤمنين على و اولاد او اهليت اين كار داشتند باتفاق اگر دشمن بگذاشتى ، پس بايد كه اينجا نيز چنان باشد . و اين سنت انبياء بود باجازت خداى تعالى : سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا ( اسراء 79 ) راه نهادهء كسى كه به تحقيق فرستاديم ما پيش از تو از رسولان ما و نمىيابى مر سنت ما را گرديدنى . سؤال ، مخالفان بر شيعه طعن مىزنند كه شما نسبت با ما در قلت افتاديد و ما در حيز كثرت . الجواب الاول ، شيعه مىگويند كه كثرت در مقام نقصان و مذمت افتاد و دلالت بطلان و امام شما فخر رازى گويد كه كثرت اسباب ضلالت ، موجب كثرت ضلالت افتاد .